
xa0 یک ساک کوچک بگیرمxa0 برای خودم توی یک هتل کوچک دنج جایی برای آرام گرفتن پیدا کنمxa0 بروم به شهر رنگ های تندxa0 با لبهاسهایی که شبیه هیچکس نیستxa0 بروم و کافه بخورمxa0 بروم و غریبانه با خودم قدم بزنمxa0 بروم و صدای بوقی تکانم ندهد وxa0 روی سنگفرشها پاهایم را شماره کنمxa0 وقتی تنهایی هایم سرریز شدxa0 و غربت غمهایم تمام دلم را پرکردxa0 تو را ساکت ساکت بیابم کنج کافه ای که برایم مختصر تولدی گرفته ای و یک آغوش گرم برایم هدیه اورده ایxa0 و من بخزم زیر آستر کتتxa0 و حس کنم در امنترین جای دنیا گیر ک...
ادامه مطلب