
ده سال پیش برای اولین بار دم پارک لاله دیدمشپر از ادعا ، پر از منم منم ، اتوکشیده ، دهنش وسط حرف زدن خشک میشد . پالتوی مشکی و کلاه دوره دار و کیف چرم . احساس میکرد مایکل کورلئونه ست . پالتوش رو درآورد انداخت روی چمنها که روش بشینم ! بهش نزدیک شدم ، خیلی نزدیک . با اینکه میدونستم از من خیلی دوره روش قمار کردم.دیروز دیدمش دم پارک لویزان، شکسته و پیر ، شرمنده، شکست خورده ، دهنش وسط حرف زدن خشک میشد ، سعی کرده بود خوش لباس باشه ولی ترکیب نامتوازنش تو ذوق میزد . رنگش پریده و دندونهاش نامرتب شده بود ....
ادامه مطلب